آرادآراد، تا این لحظه: 16 سال و 27 روز سن داره

خاطرات آراد و مامان بابا

تابستون آراد چه طور گذشت

1390/7/1 11:16
نویسنده : گلنوش
375 بازدید
اشتراک گذاری

انقدر مطلب ننوشتم که مجبورم تابستون پسرم رو خلاصه بگم.

اوایل تابستون مسافرت شمال رفتیم.خیلی خوش گذشت.خونه یکی از دوستامون توی ساری بودیم.(خاله سارا و عمو سعید).عکساش رو هم میذارم که ببینید.البته فقط توی ساری نموندیم و زیاد این طرف اونطرف رفتیم.

یک سفر ٣ روزه هم اراک و گلپایگان (خونه دایی بهروز)رفتیم 

بقیه تابستون رو هم بین دورود و خرم آباد در رفت و آمد بودیم.

راستی یک عضو جدید به خانواده اضافه شده .عمو مهدی.(نامزد خاله مریم که آراد خیلی باهاش جوره)

نامزدی خاله مریم هم ٢٠ شهریور بود که اراد سنگ تمام گذاشت و اون چند روزی که دورود بودیم حسابی برای خاله اش رقصید.

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مجتبی
24 شهریور 90 13:15
لطفا از هدیه های شوهرتون تو وبلاگ ننویسید خانما رو به جون ما میندازه.
چندتا هم غلت املایی مثلا ذ به جای د گذاشتی.
دیگه همه چیش خوبه
امیدوارم خوش وخرم با نی نی تون ایام بگذرونید.


این مردا همیشه ایراد گیرن و درست نمیشن.
مامان احسان
28 شهریور 90 19:03
سلام من اتفاقی وارد وبلاگتون شدم پسر نازی دارین خدا حفظش کنه ببیوسیدش تو وبلاگ احسان منتظر حضورتون هستم
مریم
2 مهر 90 19:03
ای وااای چه عجب اپیدین
خاله مریم
2 مهر 90 19:04
قربونش برم که رقصیدنش حرف نداره
فاطمه مامان صبا
3 مهر 90 21:08
پس چرا عکسای آراد باز نمیشه؟؟؟؟
کیارش کوچولو
8 مهر 90 13:46
خوشملم تولدت مبارک


مرسي عزيزم
خاله فاطی
17 مهر 90 10:34
سلام ناز پسری تولت مبارک. البرز هم تبریک میگه. بوس
بابا آراد
8 آبان 90 20:03
سلام من باباي آرادم وبلاگشو امروز ديدم از ماماني مي خوام كه از عكساي آتليه اش بزاره توي وبلاگ آراد جون در ضمن از ماماني هم بخاطر زحماتش براي آراد و باباي آراد تشكر مي كنم.